*الان اعصابم يه كوچولو خط خطيه. ديدين آدم يه حرفي به يكي ميزنه بعد طرف از دست آدم ناراحت ميشه
. بعد هي مياي درستش كني بدتر ميزني خرابش ميكني
آي سوتي دادم امروز
... خدا كنه طرف از دستم ناراحت نشده باشه. آخه من كه منظوري نداشتم
...
نميدونم چرا اينقدر ميخوابم. از كالج كه ميرسم خونه ميخوابم تا ساعت ۸ ...
فردا ميخوايم با شيوا بريم adlabs ...
*اینم آهنگه
دوستيه ساده ![]()
*از نفس افتاده هم كه تموم شد
خيليييي دوسش داشتم![]()
*شادمهرم كه آلبوم جديد داده![]()
الانم فقط خوابم مياد
كاش ميتونستم فردا رو بپيچونم و نرم كالج. كي حال داره شكل هاي تاريخو بكشه و بي دي كامل كنه
...
*چقدر اين آهنگه دوستيه ساده باااحاله
آهنگ وايستا دنياي رضا صادقي هم همينطور
...
اينو از وبلاگ يكي بلند كردم
، به نظرم خيلي قشنگه
: فكر كنم شعر سهراب سپهري باشه (نميدونمااا حدس ميزنم)
زندگي رسم خوشايندي است .
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ ،
پرشي دارد اندازه ي عشق .
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه ي عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه ي دستي است كه مي چيند .
زندگي نوبر انجير سياه ، در دهان گس تابستان است .
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره .
زندگي تجربه ي شب پره در تاريكي است .
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه ي مسدود هواپيماست .
خبر رفتن موشك به فضا ،
لمس تنهايي « ماه » ،
فكر بوييدن گل در كره اي ديگر .
زندگي شستن يك بشقاب است .
زندگي يافتن سكه ي دهشاهي در جوي خيابان است .
زندگي « مجذور » آينه است .
زندگي گل به « توان » ابديت ،
زندگي « ضرب » زمين د رضربان دل ما،
زندگي « هندسه ي» ساده و يكسان نفس هاست .
زندگي رو با همه چيش (سختي ها و مشكلات و دلتنگي ها و خستگي ها و پشيموني ها و شادي ها و دلخوشي هاش و خاطراتش و آدماي خوب و بدش و آرزوها و اميدهاش و ...) دوست دارم
...

ديروز بعد از كالج صبا اومد خونمون. عصري رفتيم بيرون... اول رفتيم كوه بعدشم رفتيم يه كوچولو مزاحم تلفني شديم![]()
خيلي كيف داد
شب (ساعت ۲ ) يه كم درس خونديم. تا ساعت ۳ - ۳:۳۰ بيدار بوديم، داشتيم حرف ميزديم... صبحم زنگ اولو پيچونديم خوابيديم تا ۹
... بعدشم رفتيم كالج ...
* گوشيم به طرز فوق فجيهي قاط زده. يعني ميشه قشنننننگ ازش قطع اميد كرد
اگه مشتري باشين مجاني بهتون ميدمش
. بدددجوري ويروسي شده (اول فكر ميكردم از bluetooth بازياي اون شبه، ولي يادم افتاد از روز قبلش يه كمي قاطي كرده بود) ... از هنر نمايي هاي گوشيم ميتونيم به اين چند مورد اشاره كنيم كه: bluetooth ش كار نميكنه
، صدا ضبط نميكنه
، دوربينش زوم نمكينه، وقتي اس ام اس ميزنم رپرت نميده كه دليور شده يا نه ... بايد ببرمش نمايندگي سوني اريكسون ...
*امروز سوده از ايران مياد![]()
*چرا ديشب از نفس افتاده رو نداد؟ مگه پريشب قسمت آخرش بود؟![]()
* يه آهنگي هست اسمش دوستيه سادست ، اسم خوانندشم آرش يوسفيان ... خيييييلي باحاله![]()
![]()
نميدونم از كجا دانلودش كنم. اگه ميدونيد بهم بگيد ...
* ولنتاينتون هم مبارک![]()

*چشمم درد ميكنه
نميدونم چرا يهوييي چشم چپم درد گرفت
(شايد از كم خوابيه!!! ) شايد چند روز ديگه متوجه شين كه نگار كور شده و ديگه نميتونه آپ كنه
خدا نكنه
(چه خودشم تحويل ميگيره
) ...
*پس فردا امتحان بي سي ام داريم
نميخوام. اصلا اين هفته اي كه مياد خيلي بده
. دوشنبه امتحان بي سي ام داريم... سه شنبه همه sheet هاي گرافيكمونو بايد كامل كنيم و بياريم. چهارشنبه بايد دفتر تاريخامونو سابميت كنيم، جمعه هم دوباره كاراي بي دي مونو بايد كامل كنيم ... اينقدر كه اينا بهمون كار ميدن، ما وقت نميكنيم درس بخونيم
.... نه كه اگه وقت داشته باشم من يكي خيلي درس ميخونم
از اون لحاظ ميگم ...
*مخور غم گذشته گذشته ها گذشته هرگز به غصه خوردن گذشته بر نگشته ... مگه نه؟؟؟
...
**فكر كنم الان فقط خواجه حافظ شيرازه كه آدرس وبلاگ منو نداره
كه اونم اگه خدا بخواد تا يكي دو روز آينده حتما پيداش ميكنه
...
*جديدا رفتم تو كار آهنگ هاي قديمي مال سال ۷۸-۷۹ .... يادش بخير![]()
*دو تا فيلم خيلي خيلي قديميه ايراني از يكي از بچه ها گرفتم
فيلم ايراني كلا باحاله. هم جديدش هم قديميش
. هر چيه از فيلم هندي بهتره
...
امروزم يه هنرنمايي كردم
با بچه ها رفتيم يه جايي نزديك كالج (كيك و ساندويچ و اينا ميفروشه. مغازش خيلي كوچولوه ولي طبقه ي بالاش جاي نشستن داره، خيليم پله هاش بدجوره
) ... داشتيم ميرفتيم بالا جلوي اولين پله يه چيزي شبيه كارتون بود فكر كردم اينو گذاشتن كه پامونو بذاريم روش بعد بريم رو پله ها
(آخه اولين پلش يه كم بلنده) منم پامو گذاشتم روش، جنسش يونوليت بود قشننننگ شكست
از آقاهه معذرت خواهي كردم
بنده خدا هم هيچي نگفت. بچه ها ميگفتن توش شير بوده
نميدونم چقدر فكر كردم كه پامو گذاشتم روش![]()
حرف هاي پرت و پلا:
*برنامه ي امتحانامونو دادن
همش پشت سر همه واسه هيچ درسي تعطيلي نداريم. ميترسم![]()
*ميلاد هم كاراي انتقاليش درست شده فردا ميره ايران ... سوده هم سه شنبه مياد
احتمالا امسالو ميخونه واسه سال ديگه انتقالي ميگيره ...
*ديروز هم كه هم از تيم اميد و هم از تيم ملي بلاروس باختيم![]()
...
*فردا صبا مياد خونمون![]()
* آهنگ آخر از نفس افتاده رو خيلي خيلي دوست دارم![]()
![]()
![]()
*امروز داشتم يه عكس خيلي هنري از گوريل و جيگولي مينداختم. ولي نشد ...



ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكي و خدايي نروم جز به همان ره كه توام راهنمايي
همه درگاه تو جويم همه از فضل تو پويم همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايي
تو حكيمي تو عظيمي تو كريمي تو رحيمي تو نمايندة فضلي تو سزاوار ثنايي
بري از رنج و گدازي بري از درد و نيازي بري از بيم و اميدي بري از چون و چرايي
نتوان وصف تو گفتن كه تو در فهم نگنجي نتوان شبه تو جستن كه تو در وهم نيايي
همه عزّي و جلالي همه علمي و يقيني همه نوري و سروري همه جودي و سخايي
* ديگه آهنگ وبلاگمو عوض نميكنم. فقط به خاطر ويدا
(راستشو بخواين تهديدم هم كردن![]()
)
*بازم ميگم خيلي با اين سرياله، از نفس افتاده حال ميكنم![]()
...
ديشب كانال يك يه سريال داد اسمش از نفس افتاده بود. خيلي باهاش حال كردم![]()
...
واسه فردا بايد تمام كاراي بي سي اممونو كه از اول سال تا حالا انجام داديم كامل كنيم و ببريم كه نمره بدن بهمون
خيلي گير بيخود ميدن هر چقدرم sheet آدم كامل باشه بازم ايراداي مزخرف ميگيرن كه چرا سايز نوشته هات اينجوريه، چرا اين فلش با اون يكي فرق داره و ... ![]()
اين روزا فقط به يه چيز فكر ميكنم : ايران و تهران و انتقالي
هيچي بدتر از دودلي نيست
. آخه مدركه اين خراب شده هم واسه خودش ارزشمنده. نميدونم تو دنيا مدرك دانشگاه هاي ايرانو زياد تحويل ميگيرن يا نه؟! اينجا يه مزيت هايي داره يه دردسرها و مشكلاتي هم داره. نميدونم چي كار كنم؟! فقط ميدونم ديگه از هند خسته شدم. در عين حال هم نميخوام تصميمي بگيرم كه بعدا پشيمون شم. چيكار كنم؟!؟!؟!؟!؟!؟ سوده و ميلاد و راضيه كه به احتمال خيلي زياد انتقالي ميگيرن. فيروزه و عاطفه هم كه رفتن. من و صبا و امين ميمونيم. اونا هم شايد برن. اونوقت فقط من ميمونم و هند!!!
من ايران ميخوام![]()
![]()
الان گريه ميكنم بعدشم پا ميكوبم
خوب دلم تنگوليده
. نميخوام بيام يه ماه بمونم و برگردم. ميخوام بيام و نرم
... چيكار كنم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ ولي من ميخوام مدركم مال هند باشه
من نميدونم چي ميخوام
آقاااا (با لهجه). فهميدم چي ميخوام، ميخوام تو ايران درس بخونم ولي مدركم مال هند باشه
نميشه كه
ميشه؟!؟! ميگم الان ايران فاز ميده. بگيد چشم
واي خوش به حال هر كي كه الان ايرانه، تهرانه، داره تو اون خيابوناي جيگرش راه ميره
، آدماي خوشگل ميبينه![]()
، برف ميزنه به شيشه ي ماشينش بعد با برف پاك كن برفا رو ميزنه كنار
(چه اتفاق مهمي
) ...
بدجوري قاطيدم
پيش مياد ديگه چه كنيم![]()
*امروز با صبا به يه نتايجي رسيديم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پررررو
فوق العاده بي جنبه
، عقده اي، خارج از حد دختر باز و عوضي![]()
نميييتونن به يه نفر قانع باشن!!!
(به جهنم)، همه چي بلدن جز دروغ گفتن
هدفشونم از دوستي اصلا سر كار گذاشتن يا چيز ديگه اي نيست
همش از روي علاقه ي قلبي و احساسات پاك منشا ميگيره
همشون مففففت خور و بي خاصيتن
لوسن و بچه، پر مدعا و از خود راضين در حالي كه هيچي نيستن، تك تكشون ادعا ميكنن كه با همه ي پسرا فرق دارن!!!![]()
، بيش از اندازه وفادارن![]()
باور كنيد اين حرفا رو الكي نميزنم واقعيت داره ...
اصلا واسم مهم نيست كه پسرايي كه ميان وبلاگمو ميخونن، ميخوان كامنت دونيمو آباد كنن![]()
مهم اينه كه حقيقت تلخه ...
****** اينارو همينجوري گفتم آدماي فضول لطفا نشينين واسه خودتون ببرين و بدوزين!!!
*امروز نرفتم كالج
فردا تو هند تعطيل رسميه
واسه انتخابات
(اي جووووووووونم من ميميرم واسه اين انتخابات هنديا كه به خاطرش كالج تعطيل ميشه
) ... نميدونم كالج ما هم تعطيله با نه
واي اگه فردا هم نرم خيليييييييي فاز ميده
... امروز دختر خوبي شدم
واسم جايزه بگيريد![]()
اتاقمو مرتب كردم
sheet هاي گرافيك و بي سي اممو كامل كردم
خلاصه كه شدم دختر گلي![]()
![]()
* بدددددجوري تو كف ايرانم![]()
... اتوباناي خوشگلش
خيابوناش، آدماي خوشگل و خوشتيپش
، پسراي مو قشنگش
(الان نگين نگار ساز مخالف ميزنه
ميگه از پسرا بدم مياد بعد مياد ازشون تعريف ميكنه! همه ميدونن پسراي ايراني فقط تيپ و قيافه دارن
(اونم نه همشون)، خصوصياتشون همونايي كه گفتم
!!) يي هووو به اين نتيجه رسيدم كه وقتي بي شعورن قيافشون به چه دردي ميخوره، برن گمشن
اصلا همون اتوبانا رو عشقه
...
* هوس كردم ايران با يه كشوري يه مسابقه فوتبال داشته باشه كه خيليم نتيجش مهم باشه بعد من بشينم حرص بخورم و فوتبال ببينم![]()
![]()
امروز رفتيم امام باره ... همه چي تقريبا مثل عاشوراي پارسال بود، فقط آدما عوض شده بودن
، خيليا كه پارسال بودن امسال نبودن و برگشته بودن ايران خيليا هم جديد اومده بودن. دسته از امام باره حركت كرد رفت همونجايي كه اسمشو نميدونم
يه كم اونجا همه سينه زدن بعد ايرانياي مقيم و هنديا برگشتن امام باره. ايرانيا (دانشجو ها) هم رفتن انجمن نماز خونديم ، نهار خورديم و اومديم خونه ... خيلي عمر آدم سريع ميگذره
از عاشوراي پارسال تا عاشوراي امسال واسه ي من اندازه ي ۳ ماه طول كشيد
از عاشوراي پارسال خيلي خاطره دارم![]()
نميخواااام فردا برم كالج
ولي شايد برم![]()
پينوشت۱ : خيلي دلم واسه ايران
تنگ شده
واسه همه چيش... ايندفعه با هر دفعه فرق داره. واقعا دلم تنننننگ شده![]()
پينوشت۲ : دستم درد ميكنه![]()
پينوشت۳:مرموووووووووز
......... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نگرانم![]()
نميدونم نگران چي؟!![]()
* چند وقته خيلي رو اين فكر ميكنم كه واقعا در وبلاگمو تخته كنم. من ميخواستم خاطره هاي روزمرمو تو وبلاگم بنويسم ولي نميشه. به قول ياسمن آدم تو دفتر خاطراتشم نميتونه همه چيو بنويسه چه برسه به وبلاگ ... نه آدم ميتونه از همه ي خاطرات گذشتش بنويسه نه از احساسش ، نه دلتنگياش، نه از دوستاش، نه همه ي اتفاقات روز مرشو!!! پس چيو ميشه تو اينجا نوشت؟!؟ همه چيو بايد از ۱۰۰ تا فيلتر رد كنم. من نميخواستم وبم اينجوري كه هست باشه
.... ولي مهم نيست. مهم اينه كه در برابر مشكلات!!! قوي باشم
. خاطره ها رو هيچ جايي نميشه ساده و غير فيلتر شده نوشت. همه چيو آدم بايد تو ذهنش نگه داره. امن ترين جاست
...
* تلخيه عمر بشر حاصل از بي تجربگيست *** من پشيمانم و خود كرده را تدبير نيست
نميدونم چرا يهو اينو نوشتم!
ربطي به موضوع نداشت... ولي با معنيش حال ميكنم ...

فردا ميلاد داره ميره ايران واسه كاراي انتقاليش. با پرواز جمعه ميره، سه شنبه مياد
حيف نيست آدم بره تا ايران بعد ۳ روز بمونه و بياد....
ميخواستم آپ كنم ... كلي حرف داشتم
ولي بايد برم بيرون. برگشتم بقيشو مينويسم. بقيه ي چيو؟!؟
فردا تعطيله
هوراااااااااا
شايد فردا نوشتم. شايدم اصلا ننوشتم. بايد ببينيم قسمت چيه
زمان همه چيو معلوم ميكنه
...
* من از بيرون اومدم
... چي داشتم مينوشتم
يادم نمياد... هيچي ديگه همينايي كه گفتم. كالجم كه تق و لقه![]()
بچه ها (هنديا) هر روز يه تيپي ميزنن اين هفته يه برنامه هايي هست تو كالج. ديروز بچه ها تريپ روستايي زده بودن
بعضياشون خيلي باحال شده بودن. خاله قورباغه (آديتيا) خودشو شبيه تارزان كرده بود
امروزم كه لباس هاي سنتيشونو پوشيدن. دوشنبه هم همه شلوار مشكي با بليز زرد پوشيدن. سه شنبه هم همه تريپ بچه مدرسه اي زده بودن
دخترا موهاشونو دو گوشي بسته بودن
با كراوات و دامن ... پسرا هم شلوار كوتاه پوشيده بودن و كيف بچه دبستانيا رو آورده بودن ، تريپ موهاشونم مثل بچه مدرسه اي ها بود
...
تو راهرو بوديم يهو گوريل صبا رو ديد كيش كيش كرد (هندي ها بخوان يكيو صدا بزنن كيش كيش ميكنن !!!!) صبا خندش گرفت پشت سرشم من. حالا گوريل بدبخت جدي داره حرف ميزنه ما هم ميخننننديم. يه قدم نذاشته بود اينور يه جوري زدم زير خنده كه برگشت نگام كرد![]()
...همين اتفاق سر جيگولي هم رخ داد
خيلي بده من نميتونم خنده مو كنترل كنم
. امروز با سوده و جيگولي تو كتابخونه بوديم جيگولي داشت يه سري كناب نشونمون ميداد سوده هي مسخره بازي در مياورد و سر تكون ميداد و يه جوري وانمود ميكرد كه انگار ما هر روز تو كتابخونه داريم علاوه بر جزوه هامون كلي دنبال كتاب ميگرديم![]()
جالب اينجا بود كه جيگولي يه كتابيو ميذاشت سر جاش ميرفت سراغ بعدي سوده كتاب قبليه رو مياورد نشونم ميداد
... منم خندم ميگرفت مگه ميتونستم خودمو كنترل كنم جيگولي
فردا republic day هنده واسه همين تعطيليم. احتمالا شنبه هم نميرم كالج (چون تق و لقه) يكشنبه هم كه تعطيله.... ميشه سه روز عشق و صفا
و از همه مهمتر سه روز تا لنگ ظهر ميخوابم
. چه حالي ميده اگه سه شنبه هم واسه عاشورا تعطيلمون كنن. آخه پارسال واديا و پيارسال ويديا ولي عاشورا تعطيل بوديم. ولي امسال فكر كنم تعطيل نباشيم....
هر روز (تو طول روز) كلي حرف دارم كه ميخوام تو وبلاگم بنويسم ولي موقع نوشتن همش يادم ميره![]()
اومدم يه چيزي بگم ولي ميترسم كتك بخورم
تو رو خدا منو نزنيد
ولي اتاقم خيلي نا مرتبه![]()
تو همه ي پستام بدون استثتا اينو ميگم...
بنيامين آلبوم جديد داده؟!؟! اگه آره منم ميخوام. يكي بهم بگه از كجا دانلود كنم آهنگاشو ... حتما يكي بهم بگه ها
چند وقته دوباره رفتم تو كار آهنگاي شادمهر
آهنگ صدا، خواننده همه چي يعني شادمهر
به خصوص آهنگاي قديميش![]()
![]()
بعد از مدت ها دارم دوباره آهنگاي محسن چاووشي رو گوش ميدم. ياد ۷-۸ ماه پيش ميوفتم![]()
![]()
![]()
امشب سيمبايسيس يه مراسميه شايد رفتم. نميدونم چه مراسميه![]()
*خدا جونم كمكم كن هموني كه ميخوام بشه
... شما هم دعا كنيد. قضيه خيلي حياتيه![]()
![]()
![]()
![]()