ديروز بايد ۷:۳۰ صبح به خاطر گوريل ميرفتيم كالج.
منم كه مطمئن بودم خودش دير مياد ولي محض احتياط از بس بچه ها گفتن نگار به موقع بيا و ... (آخه همه ميدونن چقدر آن تايمم
) زود رفتم. زود كه يعني ۸ رسيدم كالج
. گوريل ۹:۳۰ اومد. اي خدا منو از دست اين استادهاي بي شعور نجات بده چرا اينقدر مارو اذيت ميكنن
؟ ميخواي ۹:۳۰ بياي بگو ما هم ۹ بيام نه ۷:۳۰ ... شب قبلش تا ۳ بيدار بودم
داشتم شيت هاي بي سي امو واسه گوريل كامل ميكردم شيت هاي گرافيكم نصفه موندن اومدم سر كلاس كاملشون كردم و با هزار زحمت روشو جلد زدم
. كلاسمونم درشو قفل زدن واسه امتحانا
. دوشنبه ام وسط هير و وير كه همه داشتن با بدبختي و عجله كاراشونو كامل ميكردن اومدن از كلاسمون انداختنمون بيرون
فرستادنمون طبقه بالا كه بعدشم گوريل اومد از اونجا هم بيرونمون كرد
من و راضيه يه كم دير رفتيم كاراي وركشاپ رو بذاريم رو ميزش گوريل بي شعور گفت گم شيد بيرون. من اينجوري شدم
دلم ميخواست يكي بزنم تو گوشش
اين گذشت تا وقتي كه رفتيم سر كلاس يكي از بچه ها داشت باهام حرف ميزد گفت ساکت داريم كار مهمي انجام ميديم
منم بهش گفتم خففففه شو
(البته به فارسي) فكر كنم فهميد چون بعدش بهمون گفت خفه شيد
(خيلي آدم متشخصبه اين گوريل من كه خيلي دوسش دارم
) .از بدبختي ميزامونو آورديم وسط راهرو
.
اومدم خونه بارون گرفت
(نم بارون بود با باد شديدي كه شبيه طوفان بود) با محمد عين خل و چل ها رفتيم تو بالكن عكس گرفتيم! باد موهامونو ميزد
كلي عكسامون هنري شد!!!![]()
هوا اين روزا خيلي باحال شده. نزديك هاي غروب بارون مياد. البته نه هر روز فقط دو سه روز اينجوري بود. فكر كنم دوباره گرم شه. يعني الانشم گرم هست ...
يكشنبه هم راضيه و پسر خالش اومدن خونمون...
امروزم كه بايد دفتر بي اس و آب و هوامونو سابميت ميكرديم. صبح يه ريكشا سواريه حسابي كردم به جرئت ميگم از تمام خيابون هاي پونا يه دور رد شدم
همه جا رو بسته بودن. ۱ ساعت و نيم تو راه بودم. تو ريكشا همه به تريپ بهم زنگ زدن خيلي جالب بودن همه هم همين سوالو ميپرسدن نگار جز دفتر بي اس و كلايمت چيز ديگه اي نبايد بياريم
منم ميگفتم نه. تا اينكه رفتم كالج ديدم بايد شيت هاي structure رو هم سابميت كنيم
زنگ زدم بابام آورد برام.... فردا هم بايد دفتر تاريخامونو بديم پس فردا هم وايوا بي ديه نميدونم چي ميخوان ازمون بپرسن؟؟![]()
دو هفته ديگه ام كه امتحانا شروع ميشن. من اينجا غر نزنم كجا غر بزنم به كي بگم هيچي نخوندم. به نظرتون ميرسم اين همه جزوه رو بخونم؟؟
آهنگ مثل مني از ابي رو عششقه
. خيلي باحاله. بيا كنارم احسان غيبي و بيباك هم همينطور![]()
فقط از اون تيكه اي كه با تريپ دكلمه ميگه خانوم ميشه من اينجا بشينم متنففففرم![]()
... چند تا آهنگ گمنام هم هست كه خيلي باشون حال ميكنم ...
اينقدر آهنگ آهنگ كردم ياد عطر تو ابي افتادم. عشق منه![]()
تنها آهنگيه كه هميشه فاز ميده. موقع خوشحالي ناراحتي.... شروعشم كه محشره. ringtone گوشيمم هست![]()
همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش
همین امشب فقط مثل خود عاشق شدن باش
در آوار همه آینه ها تکرار من باش
همین امشب کلید قفل این زندون تن باش
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان
ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو
ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو
تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای
پر سایه ای افتاده تر شو
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان
امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره
امشب همین ترانه هم نفس نفس دوستت داره
صدا صدا صدای من به وصعت یکی شدن
بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن
ببار ای ابرکم بر من ببار و تازه تر شو
ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو
تو این باغ پر از برگ و پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای
پر سایه ای افتاده تر شو
رو گلدون رفاقت بریز عطر سخاوت بپاش رنگ طراوت
ای جان جانان ای درد و درمان
ای سخت و آسان آغاز و پایان
اينقدر سر كلاس پليش كردم همه ديوونه شدن
تا عمر داره هر كي اين آهنگو بشنوه ياد من ميوفته![]()
از اون جايي كه من خيلي خوش شانسم
۴ تا از بچه هاي هندي هم اومدن هيچكس جرات نميكرد بره تو
رفتم تو كلاس نت هايي كه جديد داده بود رو نوشتم و رفتم كه شيت هامو سوراخ كنم دير شد
كلي هم بيخودي داد و بيداد كرد
يكي از دفترام دست يكي از بچه هاست ميترسم گم شه... كالج ما هم كه عين مدرسه است اگه چيزي بشه بايد دوباره همشو بنويسم چون دفترامونم نمره داره
ميگم نظرتون راجع به اينكه عنوان وبلاگمو بذارم اتاق نامرتب من چيه؟ الان همتون دارين فحشم ميدين
حال ميكنم تو اين وانفسا هر چيو بخوامم راحت پيدا ميكنم



.
بعد از كلاس هم مامان اينا اومدن دنبالم. كشتن منو تا برسم خونه
اومدم خونه آرزوي قلبيم خواب بود
عين اين خل و چل ها تا همديگرو ميبينيم شروع ميكنيم به عكس گرفتن. تو همه ي عكس ها هم دو تا كله چسبيده به هم
. خلاصه خيلي جو باحالي بود. كه يهو من قاط زدم و بلند شدم و آهنگ جينگلي مستون گذاشتم پريا هم فقط ميگفت تو واقعا غير قابل پيش بيني هستي
. خيلي فكر كردم!
و اماده شدم رفتم كالج. از اونجايي كه معلم ستراكچرمون يه پيرمرد گوگوليه مهربون نازنازيه
موقع مهر زدن پاي شيت ها يكي از بچه ها يه مهر با آرم كالج رو زد رو پيشونيم
كه يهو جيگولي داد زد چي كار ميكنيد
قاط زده بوديم
.... يهوييي هممون بلند شديم و از جلوي گوريل و بقيه استادا رد شديم و رفتيم بيرون. بعدشم سي سي دي. تو اون هواي گرم اون مراسمو پيچوندن صفايي داشت
. رفتيم سي سي دي ديديم همه ي بچه ها ي كالجمون حتي استادا! هم مراسم رو پبچوندن
. بعدشم بارون گرفت. جو دلگير باحالي بود! منم كه دي جي نگار كلاسم
. همش از فشار درس ناشي ميشد
دارم تلف ميشم
خيلي خوشم مياد از آدماي رله اي كه هيچ وقت استرس ندارن
. تا جايي كه بتونم سعي ميكنم خونسرد باشم ولي بعضي وقت ها هم قاطي ميكنم و عصباني ميشم. عصباني شدنم هم واسه هيچ كس آزاري نداره چون نه حرفي ميزنم نه چيزي فقط مغز خودمو ميخورم
. بعضي وقت ها نميذارن! آدم رله باشه. حتي اگه مشغله فكريم نداشته باشي اعصابتو ميريزن بهم
. ايشالله خدا اعصابشونو بهم بريزه
... شايد كاراشون غير عمد باشه ولي اعصابمو خط خطي ميكنه ديگه
مهم نيست بقيه چه جورين مهم اينه كه من تو رفاقت با كسي كم نذارم. جواب بي معرفتي هاشونم با خونسردي حل ميكنم!
.........
فهميدم همش زير سر اين كالجه كه اينقدر بهمون كار ميدن
(زيادي خودمو عصبي نشون دادم!
آخه گوريل بي شعور تمام زحمات يه سال بدبختو خط خطي كرد همه رو بايد دوباره بكشه
(گريه تو در ميارم چون كه دلم كاغذي بود تو كه عاشقم نبودي عشقت از بي كسي بود ....
قبلشم كه به صبا گفته بود ميخوام كاراي تو رو هم ببينم. البته با توجه به شناختي كه من از گوريل دارم اين كارو كرد كه ما بترسيم و بريم همه ي كارامونو درست درست كنيم. همينم كه ميخواست ازش حساب ببريم!
مگه از جونم سير شدم. احمق ميخواد بشينه الكي خط خطيش كنه. بعدشم وقتي مخمل امضا كرده ديگه گوريل واسه چي ميخواد ببينه
....
. اولين اصل تو رفاقت اينه كه كسي نامردي نكنه، يعني دنبال بي گاري كشيدن از آدم نباشه... دوست با معرفت (دختر و پسرش فرق نميكنه) خيلي كم پيدا ميشه. ولي هنوزم آدم هاي خوب و مهربون هستن
اينقدر سر كلاس ميخنديم از دستش ...
من براي زنده بودن , جستجوي تازه مي خواهم
خاليم از عشق و خاموشم , هاي و هوي تازه مي خواهم
خانه ام گلخانه ياس است , رنگ و بوي تازه مي خواهم
اي خدا , اي خدا , بي آرزو موندم , آرزوي تازه مي خواهم
...............................
تا كجا بايد سفر كرد تا كجا بايد دويد،
از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد
اي خدا ، اي خدا .....

با مداد و پاك كن درست ميكرد اشتباهامو!! چقدر سال تحويل بد موقع بود
۵:۳۰ صبح (خوردشو دقيق نميدونم) به وقت هند بود. اگه مثل ايران ۳:۳۰ نصف شب بود بهتر بود. اونوقت آدم نميخوابيد تا ساعت ۳:۳۰. ولي چون ۵ صبح بود من خوابيدم و ۵ بيدار شدم ولي خيلي خوابم ميومد
. فقط من و بابام بيدار بوديم. مامان و محمد خوابيدن
... از خواب بيدار شدم رو مبل دراز كشيدم كانالا رو اينور اون ور كردم از ۱ تا ۵ و بر عكس
بعدشم كه گفت آغاز سال ۱۳۸۶ گرفتم خوابيدم
چقدرم خواب هاي پرت و پلا ديدم
داشتم با ماشين يكي ديگه رانندگي ميكردم، ترمز نداشت ميومدم ترمز كنم گاز ميدادم. ترمز دستي ميكشيدم واي نميستاد و
... جالب اينجا بود كه نصف خوابو تو ايران بودم نصفشم هند
... نميدونم تعبيرش چيه؟! اصلا مگه خواب هاي من تعبيرم دارن؟
.... نميدونم چرا موقع سال تحويل به ياد خيلياااا بودم! تقريبا همه ي كسايي كه ميشناسمشون!
يه سوتي دادم به وسعت كل دنيا
اعصابم خورده![]()
هوا خيلي خيلي خيلي گرمه
. دارم ميميرم
وقتي ميرم بيرون و ميام كلافه ميشم. ييييهويي گرم شد. هفته ي پيش اصلا اينجوري نبود
. كي ميخواد تو اين گرما يه ماه هر روز بره كالج، اونم اون سر شهر... كي ميخواد تو اين گرما
درس بخونه و امتحان بده ... من خودمو ميكشم
بعد عمري اين گوشيه بدبختمو بردم نمايندگي اريكسون درستش كنن. گفت تا فردا درست ميشه
فكر ميكردم يكي دو هفته طول بكشه...
امسال هفت سين هم نچيديم
مهم نيست كه دير شده! الان خودم ميرم ميچينم