زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
*احساسمو نسبت به خاطره نویسی نمیتونم بنویسم چون از وقتی درکش کردم فهمیدم چه حال عجیب و خوبی داره. ثبت کردن روز به روز یه زندگیه خیلی معمولی ارزشی نداره جز واسه نویسنده اش. مینویسم چون بعد از 4 سال خاطره نویسی یه نیاز شده برام. دوست دارم روزهایی رو که میگذرونم افکارم و عقایدم رو ثبت کنم. حس میکنم دارم کل وجودمو تو این وبلاگ و نوشته هاش خلاصه میکنم... وجود یه آدمی که اومده تو این دنیا که یه روزی مثل همه بره...